خرید بک لینک
تصویر توی آینه را نمیشناختم. هرچه میکردم به نظم در نمیآمد. لج کرده بود. ساز خودش را میزد. امروز اما روز من بود. به نزدیکترین و منظمترین مرکز زیبایی رفتم و وقتی پرسید برای کدام بخشها مراجعه کردهاید؟ دلم خواست بگویم برای همه بخشها! که نگفتم. چادرم را که در کمد آویزان کردم با آن چهره به هم ریخته و خسته خداحافظی کردم و اولین نفر هم نوبتم شد. این مرکز را دوست دارم. تمیز، حداقل مکالمه، سکوت،

برچسب: تغییر,بسپار, نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:36

باید تصمیم بگیرم سوئیچ را بردارم یا درخواست اسنپ را فشار دهم. باید تصمیم بگیرم خودم رانندگی کنم و مسیر بهتر را روی نقشه پیدا کنم و زانویم را در ترافیک توی دستم بگیرم و وقت گرما نگران آب رادیات باشم و حواسم باشد در مسیر طولانی حداقل دو خانه بنزین داشته باشم یا درخواست اسنپ بدهم. باید تصمیم بگیرم یک مسیر را چند بار پیاده و سوار تاکسی و اتوبوس شوم و احتمالا در مسیرهای پر تردد و ترافیک بمانم و دعا کنم

برچسب: سوئیچ,اسنپ؟, نویسنده: ایلیا قنبری‌پور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:36

صفحه بندی